یـا صـاحـب الـزمـان بیـا

ای آنکه در نگاهت حجمی ز نور داری ، کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟

ای آنکه در نگاهت حجمی ز نور داری ، کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟

فـضای مـجـــازی بـه انـدازه انـقـلاب اسـلامـی اهـمـیـت دارد.
و عرصه فرهنگی عرصه جهاد است. حضرت آیت الله خامنه ای

رایـانـه و فـضای مجازی که الان در اختیار شماست اگر بتوانید اینها را یاد بگیرید ،
می توانید یک حرف درست خودتان را به هزاران مستمعی که شما آنها را نمی شناسید ، برسانید.
این فرصت فوق العــاده ای است مبـادا این فرصت ضایع شود . اگر ضایع شد ،
خــدای متـعال از من و شما در روز قیامــت سـوال خواهد کرد .

آخرین نظرات

در تاریخ 8 جمادی الثانی سال 1320 ق. در شهر گناباد و در خانوادة دانشمند بزرگ، شیخ نظام الدین، از نوادگان مرحوم حاج محمّد طاهر خزائی (که همگی از ستارگان آسمان علم بودند) پسری به دنیا آمد، که نام او را «محمّدتقی» نهادند؛ که بعدها به «بهلول» شهرت یافت.


علّت اشتهار ایشان به لقب بهلول، به فرمودة خودشان، این بود که: در سنین کودکی برای زن ها منبر می رفتند و بعداز منبر و درس، اوقات فراغت خود را مشغول بازی با حیوانات می شدند. زن های محل می گفتند: نه به آن منبر و روضه و درس و نه به این بازی؛ او مثل بهلول زمان امام صادق(ع) دیوانه است. بنابراین از آن به بعد مشهور به بهلول شدند، و در زمان رضاخان نیز که قرار بود شناسنامه بدهند، شهرت ایشان را بهلول گرفتند.

اولین معلم و استاد محمّدتقی، خالة پدرشان بودندکه همواره شیخ از ایشان با تجلیل یاد می کردند و می فرمودند: «ایشان اولین استاد من بود و اگر سخت گیری های او در امر تحصیل و حفظ قرآن نبود، نمی توانستم آن طور که باید، تحصیل کنم، او نماز را به من تعلیم داد و مرا امام جماعت بچّه ها قرار داد و با یک چوب مواظب بود، تا کسی نماز را اشتباه نخواند».

جناب شیخ، حافظه و استعداد فوق العاده ای داشتند، تا جایی که، ظرف دو سال، تمام قرآن را حفظ کردند. درس های حوزه را مانند: شرح لمعه، قوانین، مغنی، مطّوّل، معالم، سیوطی، جامی، حاشیة شمسیّه را نزد پدر، آموخت و برای ادامة تحصیل راهی سبزوار شد.

بعداز تحصیل در سبزوار، برای ادامة تحصیل به قم مهاجرت کرده، و دروس سطح (رسائل و مکاسب) را نزد عالم ربانی، آیت الله آخوند ملاعلی معصومی همدانی و آیت الله مرعشی نجفی فرامی گیرند و پس از مدتی برای تکمیل تحصیلات راهی نجف اشرف می شوند و در درس خارج مرجع بزرگ عالم تشیّع، آیت الله سیّد ابوالحسن اصفهانی حاضر می شوند.

طبق توصیة استاد و مرجع تقلید خود، آیت الله سیدابوالحسن اصفهانی، درس را رها کرده، برای مبارزه با رژیم ستم شاهی به ایران باز می گردند و در اولین اقدام، پس از مراجعت به وطن، با اینکه علاقة شدیدی به همسرشان داشتند، ایشان را طلاق می دهند تا خدای نکرده ظلمی در حق ایشان نشود و فکر خودشان هم مشغول و پریشان نباشد، و پس از اتمام عدّة همسرشان، ایشان را به عقد یکی از دوستان خویش درمی آورند.

شیخ بهلول در واقعة مسجد گوهرشاد و اقدامات ضد رژیم پهلوی حضوری پر رنگ و در صحنه داشتند و پس از اتفاقات مسجد گوهرشاد، به دلیل اینکه ایشان به دستور شخص شاه، تحت تعقیب بودند، به کشور افغانستان پناه بردند که در آنجا با هماهنگی دولت ایران و افغانستان، جناب شیخ دستگیر و به مدت 31 سال در زندان های این کشور، محبوس می شوند.

جناب شیخ بهلول، در 24 جمادی الثانی سال 1426ق.مصادف با 9 مردادماه امسال دعوت حق را لبیک و در جوار رحمت و قرب حق آرمیدند.

خصوصیات منحصر به فرد


الف) حافظة نمونه: دلایلی در اثبات حافظة قوی ایشان: حفظ قرآن به همراه تفسیر در سن 7 سالگی، حفظ بسیاری از خطبه های نهج البلاغه، حفظ خطبه های امامان معصوم(ع)، حفظ خطبة حضرت فاطمه(س) دربارة فدک، حفظ بسیاری از دعاهای صحیفة سجادیه، حفظ بسیاری از دعاهای مفاتیح الجنان نظیر: جوشن کبیر، عدیله، مشلول، توسل، کمیل، زیارت عاشورا، مناجات شعبانیه، دعای ابوحمزة ثمالی، دعای عرفه و...، حفظ صد وبیست هزار بیت، سرودة خودشان، که حدود 30 هزار بیت فقط در شأن و مقام، حضرت فاطمه زهرا(س) سروده شده بود و بخش قابل توجهی از اشعار هم در مدح امام خمینی(ره) و بر وزن شاهنامه، به نام خمینی نامه، حفظ پنج هزار بیت شعر از شاعران دیگر و مجموعه های آنها، حفظ تعداد زیادی از کتب حوزوی نظیر: الفیة ابن مالک، تهذیب المنطق، تلخیص، المفتاح، مطوّل، رافیه، منظومة سبزواری و ... .

ب) سیر در زمین: شیخ بهلول، هیچ گاه، بیش از ده روز در مکانی نمی ماندند، حتّی در سفرهای خارجی خود به هندوستان، پاکستان، افغانستان، سوریه، ایتالیا، عراق و ... .

ج) فقدان عیال و اولاد: ایشان پس از طلاق همسرشان، دیگر تشکیل خانواده ندادند، تا زمانی که در زندان افغانستان از ایشان کشف و شهود مشاهده کردند و برای مدّتی به یک روستا تبعید شدند، در آنجا یکی از فقرا دختر خود را که به سفارش دکتر معالج او، نیاز به ازدواج داشته، به عقد ایشان درمی آورد، که پس از حامله شدن، از دنیا می رود. و ایشان تا آخر عمر شریفشان بدون همسر و فرزند زندگی نمودند.

د) خوراک مختصر و محدود: در طول زندگانی خود، چیزی جز، ماست و برخی از میوه جات، چیزی میل نکردند. فقط در زمستان ها، شلغم و در تابستان ها، انار به نان و ماست خود اضافه می کردند.

در تمامی مهمانی هایی که انواع غذاهای لذیذ و مقوّی مهیّا بود، ایشان در همه حال به نان و ماست خویش اکتفا می کرد.

د) اختیار نکردن منزل: پس از آزادی از زندان افغانستان و مراجعت به ایران، مسکن و مأوایی برای خود، اختیار نکردند و همیشه در حال مسافرت بودند.

از ایشان پرسیدند که منزل شما کجاست؟ گفتند: همة دنیا منزل من است.

هـ) روزة مدام: ایشان در تمام مدّت سال به جز روزهای حرام، در حال روزه بودند ولی در طی چند سال اخیر، به دلایل ضعف، بعضی از روزها ، از گرفتن روزه، خودداری می کردند، ولی با این حال بیش از دو وعده غذا نمی خوردند.

و) طی الارض: ایشان هرگاه در مورد طی الارض از ایشان سؤال می شد، انکار می کردند. امّا آیت الله سید عباس کاشانی (از بزرگان ختوم و اذکار در قم) گفته اند که: شیخ بهلول خیلی از اسرار مگو را به من گفته است؛ و از آن جمله، قضیة طی الارض ایشان بود که ابتدا، انکار می کردند، ولی من دلیل آوردم و ایشان قبول کردند.

به ایشان گفتم: در فلان روز و فلان ساعت، شما هم در ایتالیا بوده اید و هم در تهران، که شیخ پس از شنیدن این حرف تسلیم شدند.

کلماتی از شیخ بهلول


دروغ در جمکران


حاج حسین احمدی خمینی شهری می گفت: آقای بهلول را دیدم از ایشان پرسیدم کجا بودید؟

گفت: جمکران.

گفتم: برای چه رفته بودید؟

گفت: رفتم دویست تا دروغ گفتم و برگشتم. (اشاره به نماز امام زمان(ع) که در هر رکعت آن صدمرتبه آیة «إیّاک نعبد و إیاک نستعین» دارد.

سؤالی در خصوص رؤیت حضرت مهدی(ع)


از شیخ بهلول پرسیدند که چه وقت می شود به حضور آقا امام زمان، ارواحنا فداه، مشرّف شد؟

فرمودند: با تقوا باشید؛ وقتی که بین شما و حضرت(ع) سنخیّت باشد.

سپس فرمودند: دیدن امام زمان، روحی فداه، مهّم نیست، مهم این است که او ما را ببیند. خیلی ها هم علی(ع) را دیدند امّا دشمن او شدند. اگر کاری کردیم که نظر آنها را جلب کنیم، آن ارزش دارد.

دعای مجرّب


ایشان سفارش می کردند که برای رفع مشکلات، بعداز هر نماز واجب، هر قدر توانستید این ذکر را بگویید که تأثیر بسیاری دارد:

اللّهمّ أغننی بحلالک عن حرامک و بطاعتک عن معصیتک و بفضلک عمنّ سواک.

از قول مرحوم آیت الله کشمیری(ره) نیز نقل شده است که از مرحوم قاضی(ره) درخواست کیمیا و راهنمایی رسیدن به آن را کردم، ایشان فرمودند: این ذکر را بسیار بگو که خود کیمیاست.

برکت فراوان از دو عمل


ایشان می فرمودند:

من در تمام عمرم یک عمل را ترک کرده ام و اصلاً انجام نداده ام و یک عمل را اصلاً ترک نکرده ام و تحت هر شرایطی بجا آورده ام و از این دو کار، برکت زیادی دیده ام، و آن را به همة شما سفارش می کنم؛ آنچه ترک کرده ام، دروغ است، و آنچه ترک نکرده ام نماز شب است.

هرچه دارم از تبرّی دارم


جناب عارف ربانی مرحوم حاج آقا انصاری همدانی به ایشان فرموده بودند: آقا ما اعتقاد داریم که شما جزو اوتاد هستید.

ایشان در جواب فرمودند: نخیر، من جزو اوتاد نیستم، ولی هرچه دارم از تبرّی دارم.

امر تبرّی به قدری مهمّ است که حضرت حق تعالی در زیارت عاشورا اوّل می فرمایند: اللّهمّ العن أوّل ظالمٍ... و بعد می فرماید: السلام علیک یا أباعبدالله...

بهلول از دیدگاه فرزانگان


ـ مقام معظم رهبری فرمودند: ایشان حق بزرگی به گردن انقلاب دارند.

ـ از نظر عالم عارف، حضرت آیت الله بهاءالدینی(ره): همین اندازه که به همة تشریفاتی که دیگران اسیر آن هستند، او بی اعتناست خیلی مقام و موقعیت است و این منشاء ترقی و تعالی است.

ـ آیت الله امجد: ایشان یک انسان وارسته ای است، توکّل عجیبی دارد، او یک انسان عتیقه است، چرا که عتیقه جات، معمولاً کمیاب و قیمتی هستند، او هم کمیاب است و هم قیمتی.

ـ آیت الله سیبویه: بزرگ فاضل ما، عالم با عمل و عارف سالک کامل، حافظ قرآن و ستارة درخشان و رسیده به درجة سیر و سلوک و عرفان در اوج وصول، نور دیدة ارباب معرفت و عقول آقای حاج شیخ محمدتقی بهلول.

ـ آیت الله خزعلی: ... کافی است او را یکبار ببینی، اگرنه، یکبار به سرگذشتش مرور کنی، باشد که از قید و بندها، از این نحل و زنجیرها، خلاصی حاصل شود و توجه بیشتر به عالم معنی دست دهد.

داستانی شنیدنی از زندگی شیخ


ایشان می فرمودند: زمانی در مشهد به منزل یکی از آشنایان که سیّد بود، رفتیم. اتفاقاً شبی بارانی بود و خانم خانه هم زایمان کرده بود و چند تا بچه آورده بود و شوهرش هم در منزل نبود. متوجه شدم که حالش مساعد نیست. به او گفتم: شما بخوابید من از بچه ها، نگهداری می کنم و او هم خوابید.

نصف شب دیدم، بچّه ها خیلی گریه می کنند، فهمیدم که خودشان را کثیف کرده اند. داخل حیاط آمدم که کهنه بیاورم و آنها را پاک کنم و قُنداق نمایم؛ امّا متأسفانه باران آمده بود و تمام آنها خیس شده بود. به داخل برگشتم و عبای خود را چهار تکّه کرده و به وسیلة آن بچّه ها را تمیز کردم و قنداق نمودم. اذان صبح که به طرف حرم حضرت رضا(ع) حرکت کردم، در بین راه، چند سگ به من حمله کردند؛ مشغول دفع سگ ها بودم که سیّدی آمد و سگ ها را رد کرد و به من گفت: «کسی که تا صبح از بچه های ما مراقبت کرده ، ما قادر نیستیم چهار تا سگ را از او دفع کنیم.» بعد هم غیب شد.

پی نوشت:


برگرفته از کتاب «ملکوتی خاک نشین، سیری در زندگانی حاج شیخ بهلول محمدتقی بهلول» نوشتة سیّد عباس موسوی مطلق.

نظرات  (۱)

درگیر وسواس جهانم هنوز ما این همه درگیری این دربدری از لطف جهان است هنوز 
واقعیت خودمونو وقف دنیا کردیم و بس 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی