یـا صـاحـب الـزمـان بیـا

ای آنکه در نگاهت حجمی ز نور داری ، کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟

ای آنکه در نگاهت حجمی ز نور داری ، کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟

فـضای مـجـــازی بـه انـدازه انـقـلاب اسـلامـی اهـمـیـت دارد.
و عرصه فرهنگی عرصه جهاد است. حضرت آیت الله خامنه ای

رایـانـه و فـضای مجازی که الان در اختیار شماست اگر بتوانید اینها را یاد بگیرید ،
می توانید یک حرف درست خودتان را به هزاران مستمعی که شما آنها را نمی شناسید ، برسانید.
این فرصت فوق العــاده ای است مبـادا این فرصت ضایع شود . اگر ضایع شد ،
خــدای متـعال از من و شما در روز قیامــت سـوال خواهد کرد .

آخرین نظرات

« مرحوم حاج سید محمد تقی مشیری که افتخار مصاهبت مرحوم آیت الله  سید علی مجتهد سیستانی را داشتند  در علم جفر مهارت و اطلاعی کامل داشت و مجهولاتی را به وسیله آن معلوم و گمشده هایی را پیدا می نمود. 
وی نقل می کرد:
 زمانی مبتلا به کسالت پا درد شدم به طوری که راه رفتن برایم مشکل بود و هر چه توانستم، معالجه کردم، بهتر نشد، تا جایی که گاهی مرا به دوش کشیده و می بردند و اغلب با کمک عصا به زحمت راه می رفتم. چاره آن را منحصر به تشرف خدمت حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف دیدم و راه تشرف را از طریق جفر یافته بودم. 

از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاکنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و کره خاک هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یک از حق‏مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده بوده‏اند و حق گرایان آینده تداوم‏بخشان راه حق‏پرستان گذشته. وضعیت باطل‏پیشه‏گان و دورافتادگان از صراط مستقیم نیز بر همین منوال بوده است.


در این میان ارتباط حجتهاى الهى در تداوم‏بخشیدن به مسیر صحیح هدایت و سعادت بشر بسیار عمیق‏تر و محکم‏تر بوده است؛ چرا که هر نبىّ و ولىّ الهى با در نظر گرفتن شرایط عصرى که در آن به سر مى‏برد راه انبیا و اولیاى الهى پیش از خود را تداوم مى‏بخشد. به عبارت دیگر همه انبیا و اولیاى الهى چراغهاى نورانى هدایتند؛ منتهى هر کدام متناسب با شرایط زمانى و مکانى خود به نور افشانى مى‏پردازند.

دومین فرزند برومند حضرت علی و(1) در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت فاطمه ، که درود خدا بر ایشان باد، در خانه وحی و ولایت چشم به جهان گشود.

چون خبر ولادتش به پیامبر گرامی اسلام (ص ) رسید، به خانه حضرت علی (ع ) و فاطمه را فرمود تا کودکش را بیاورد. اسما او را در پارچه ای سپید (2) (س ) آمد و اسما پیچید و خدمت رسول اکرم (ص ) برد، آن گرامی به گوش راست او اذان و به گوش چپ (3) او اقامه گفت . به روزهای اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش ، امین وحی الهی ، جبرئیل ، فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد ای رسول خدا، این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبیر) چون علی برای تو بسان هارون (5) که به عربی (حسین ) خوانده می شود نام بگذار. (4)برای موسی بن عمران است ، جز آن که تو خاتم پیغمبران هستی .
و به این ترتیب نام پرعظمت "حسین " از جانب پروردگار، برای دومین فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد. به روز هفتم ولادتش ، فاطمه زهرا که سلام خداوند بر او باد، گوسفندی را برای کشت ، و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موی سر او (6) فرزندش به عنوان عقیقه (7) نقره صدقه داد.

پیش از اسلام عرب، جنگ در این ماه را حرام می دانست و ترک مخاصمه می کرد؛ لذا از آن زمان این ماه بدین اسم نامگذاری شد.[1] و روز اول محرم را اول سال قمری قرار دادند.[2] در توضیح این که چرا ماه های دیگر که جنگ در آنها حرام است، محرم نامیده نمی شود می توان گفت: چون ترک جنگ از این ماه شروع می شد به آن محرم گفتند.

این ماه در مکتب تشیع یادآور نهضت حضرت سیدالشهدا و حماسه جاودان کربلاست.

این ماه، یادآور دلاورمردی های یاران با وفای اباعبدالله الحسین(علیه السلام)، فداکاری های زینب کبری(سلام الله علیها)، حضرت سجاد(علیه السلام)، و همه اسرای کاروان امام حسین(علیه السلام)، است. این ماه، یادآور خطبه ها و شعارهای آگاهی بخش سالار شهیدان، نطق آتشین حضرت زینب(سلام الله علیها) و خطابه غرّای زین العابدین(علیه السلام)، است.

این ماه، یادآور استقامت حبیب بن مظاهر و شهادت عون و جعفر است.

آری این ماه، ماه پیروزی حق بر باطل است.

کتاب‌های “ملاحم و فتن” دسته‌ای از منابع حدیثی است که به اوضاع آخرالزمان و ظهور امام عصر(عج) می‌پردازد. البته این مبحث در میان شیعه غالبا با عنوان ملاحم و در میان اهل سنت بیشتر با عنوان فتن تعبیر شده و هر دو فرقه کتاب‌های خود را به همین نام ها خوانده‌اند.
 

حکما و فلاسفه گفته‏ اند بهترین دلیل بر امکان هر چیزى، واقع شدن آن چیز است. همین که طول عمر در میان پیشینیان روى داده و تاریخ، افراد زیادى را به ما نشان مى‏دهد که عمرى دراز داشته ‏اند، خود دلیل روشنى است بر اینکه طول عمر، از دیدگاه عقل، امرى ممکن است.

چگونه می شود طول عمر امام زمان را ثابت کرد مگر ایشان هم مانند ما انسانها دارای جسم و جان نیستند پس چگونه است که ما با گذر زمان پیر شده و جسممان به مرور ضعیف شده و نهایتا صد و اندی سال زندگی کرده و جان به جان آفرین تسلیم می کنیم و ایشان به لطف خدا سالیان سال است که در غیبت به سر می برند و گذر زمان شامل حال ایشان نمی شود. آیا امام زمان زندگی مخفیانه ای دارند یا اینکه در بین ما زندگی می کنند و ما نمی توانیم سعادت دیدار ایشان را داشته باشیم؟

امیرالمومنین علی (علیه‎ السْلام) فرمودند: «ای مردم! ... در آن روز (قبل از ظهور قائم علیه ‎السْلام) همه بر رسم و روش جاهلیّت زندگی خواهند کرد، مگر آن کس که مورد رحمت خداوند قرار گیرد.» (٢)

مسلّماً برای قرار گرفتن در زیر چتر رحمت رحمان، راهی هست وگرنه خلاف عدالت بود؛ زیرا اگر در دنیا باشیم دنیایی که به خودی خود عمیق است و فریبنده و از طرفی آدم باشیم و مایل به گناه (٣) و از طرفی آخرالزمان باشد و زمان غربال اکثریت و شنا هم بلد نباشیم؛ یعنی ما در تاریخ و شرایطی قرار گرفته ایم که گمراه شدنمان حتمی است؛ که این، با عدالت و حکمت و رحمت الهی نمی سازد.

 ادیان آسمانى شرط قبول اعمال صالح را ایمان به غیب مى‌دانند و تعدیل اخلاق و تکمیل و تکامل فضایل انسانى را وابسته به آن مى‌شمارند و اصولاً دعوت پیغمبران و رهبران آسمانى در نفوسى تأثیر شایسته دارد که احتمال وجود عالم غیب و امور ماوراء این عالم محسوس را بدهند، ایمان به ظهور مهدى و مصلح آخرالزمان نیز از جمله مطالب غیبى است که پیامبر اعظم اسلام از آن خبر داده و تصدیق او واجب است، روزى خواهد آمد که این حوادث و انقلابات عجیبى که پیغمبر(ص) و قرآن از آن خبر داده‌اند واقع مى‌شود و روزى هم چنانچه قرآن خبر داده و پیامبر و اوصیاى آن حضرت در ضمن صدها روایات مژده داده‌اند، مصلح آخر الزمان ظهور مى‌کند و اسلام جهانگیر خواهد شد.

۱ ـ آیاتی که ضرورت وجود حجت الهی را در زمین بیان می کنند.

از نظر قرآن کریم، در طول تاریخ زندگی بشر، هیچ گاه زمین از حجت خدا خالی نبوده و خداوند برای هر امتی فردی مناسب را برگزیده تا انسان ها را در راه رسیدن به کمال مطلوب رهنمون باشند؛ چنان که خداوند سبحان فرمود: «إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ ۖ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ» (به درستی که تو بیم دهنده ای و برای هر جامعه راهنمایی هست. رعد/۷)

حاج ملا سلطانعلی، که از جمله عابدان و زاهدان بود، می گوید:


«در خواب به محضر مبارک امام زمان (ع) مشرف شدم، عرض ‍ کردم: مولای من! آنچه در زیارت ناحیه مقدسه ذکر شده است که «فلانذبنک صباحا و مساء و لابکین عینک بدل الدموع دماء» صحیح است؟ فرمود: آری!

گفتم: آن مصیبتی که در سوگ آن، به جای اشک خون گریه می کنید، کدام است؟ آن مصیبت علی اکبر است؟ فرمود: نه! اگر علی اکبر زنده بود، او هم در این مصیبت، خون گریه می کرد!

گفتم: آیا مقصود مصیبت حضرت عباس (ع) است؟ فرمود: نه! بلکه آن حضرت عباس هم در حیات بود، او نیز در این مصیبت خون گریه می کرد!

عرض کردم: آیا مصیبت حضرت سیدالشهداء (ع) است؟ فرمود: نه! اگر حضرت سید الشهداء (ع) هم بود، در این مصیبت خون گریه می کرد!

پرسیدم: پس این کدام مصیبت است؟ فرمود: مصیبت اسیر عمه ام زینب (س) است.»[1] .

یکی از القاب حضرت مهدی (ع) منتقم است. در توضیح علّت برگزیده شدن این لقب بر آن حضرت مطالب زیادی در سخنان اهل بیت (ع) وارد شده است. از جمله در روایتی که از امام محمّد باقر (ع) نقل شده، وقتی از آن حضرت سؤال می‏ کنند که چرا فقط به آخرین حجّت الهی قائم گفته می‏ شود؟ آن حضرت در پاسخ می‏ فرمایند:

چون در آن ساعتی که دشمنان، جدّم امام حسین (ع) را به قتل رساندند فرشتگان با ناراحتی در حالی که ناله سرداده بودند عرض کردند: پروردگارا! آیا از کسانی که برگزیده و فرزند برگزیده تو را ناجوانمردانه شهید کردند در می‏ گذری؟ در جواب آنها خداوند به آنان وحی فرستاد که: ای فرشتگان من! سوگند به عزّت و جلالم از آنان انتقام خواهم گرفت، هرچند بعد از مدّت زمان زیادی. آن گاه خداوند متعال نور و شبح فرزندان امام‏ حسین (ع) را به آنان نشان داد و پس از اشاره به یکی از آنان که در حال قیام بود فرمود: با این قائم از دشمنان حسین (ع) انتقام خواهم گرفت.12

کلیپ زیبای ماه محرم

قیام مقدس و پرشکوه امام حسین(ع)ریشه در انحراف هاى بـنیادى و اساسى در جـامعه اسلامى داشت. این انحراف ها زائیده انحراف حکومت اسلامى از مسیر اصلى خود از سقیفه به بـعد بـود. که پس از شهادت على(ع)کلا بـه دست سلسله سفیانى و حزب ضد اسلامى اموى افتاد. بـه گواهى اسناد تاریخى, سران این حزب هیچ اعتقادى بـه اسلام و اصول آن نداشتند(1). و ظهور اسلام و به قدرت رسیدن پیامبر اسلام(ص)را, جلوه اى از پیروزى تـیره بـنى هاشم بـر تـیره بـنى امیه, در جریان کشمکش قبیلگى در درون طایفه بـزرگ قریش مى دانستند.

برای دانلود فایل صوتی به ادامه مطلب مراجعه کنید

برای دانلود فایل صوتی به ادامه مطلب مراجعه کنید

انتظار به معنای این است که ما باید خود را برای سربازی امام زمان آماده کنیم ... سربازی منجی بزرگی که میخواهد با تمام مراکز قدرت و فساد بین‌المللی مبارزه کند، احتیاج به خودسازی و آگاهی و روشن‌بینی دارد...

جنبش انقلابی «حزب‌الله» لبنان از مشهورترین و مهم‌ترین گروه‌های اسلام‌گرا به شمار می‌آید که در جهان اسلام ظهور یافته است. این جنبش توانسته است از بدو شکل‌گیری تا به امروز توفیقات فراوانی کسب نماید و به نماد عزت و اقتدار ملی لبنان تبدیل گردد. تلاش‌ها و مقاومت تحسین‌برانگیز نیروهای شهادت‌طلب این حزب‌، به خروج نیروهای غربی (ناتو) از سواحل بیروت (1361 ـ 1362میلادی)، عقب‌نشینی اسرائیل از بخش اعظم خاک لبنان و لغو پیمان منعقد میان دولت دست نشانده لبنان با اسرائیل انجامید. مدتی پیش نیز دلیرمردان و شیرزنان این حزب شیعی معجزه‌ای دگر آفریدند و در نبردی که به «جنگ 33 روزه» شهرت یافت، رژیم غاصب صهیونیستی را با تمام توان نظامی‌اش، به خاک مذلت نشاندند و پرچم جهاد را به نفع اسلام به اهتزاز درآوردند.

برای دانلود فایل صوتی به ادامه مطلب مراجعه کنید

درویشی تهی‌‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد . چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره‌ای به او کرد . کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند .
کریم خان گفت : این اشاره‌ های تو برای چه بود ؟
درویش گفت : نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم .
آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده ؟کریم خان در حال کشیدن قلیان بود ؛ گفت چه می‌خواهی ؟
درویش گفت : همین قلیان ، مرا بس است !چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت . خریدار قلیان کسی نبود جز کسی که می‌ خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد ! پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد !روزگاری سپری شد. درویش جهت تشکر نزد خان رفت .
ناگه چشمش به قلیان افتاد و با دست اشاره‌ای به کریم خان زند کرد و گفت : نه من کریمم نه تو ؛ کریم فقط خداست ، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست . . .

در تاریخ 8 جمادی الثانی سال 1320 ق. در شهر گناباد و در خانوادة دانشمند بزرگ، شیخ نظام الدین، از نوادگان مرحوم حاج محمّد طاهر خزائی (که همگی از ستارگان آسمان علم بودند) پسری به دنیا آمد، که نام او را «محمّدتقی» نهادند؛ که بعدها به «بهلول» شهرت یافت.


علّت اشتهار ایشان به لقب بهلول، به فرمودة خودشان، این بود که: در سنین کودکی برای زن ها منبر می رفتند و بعداز منبر و درس، اوقات فراغت خود را مشغول بازی با حیوانات می شدند. زن های محل می گفتند: نه به آن منبر و روضه و درس و نه به این بازی؛ او مثل بهلول زمان امام صادق(ع) دیوانه است. بنابراین از آن به بعد مشهور به بهلول شدند، و در زمان رضاخان نیز که قرار بود شناسنامه بدهند، شهرت ایشان را بهلول گرفتند.

اولین معلم و استاد محمّدتقی، خالة پدرشان بودندکه همواره شیخ از ایشان با تجلیل یاد می کردند و می فرمودند: «ایشان اولین استاد من بود و اگر سخت گیری های او در امر تحصیل و حفظ قرآن نبود، نمی توانستم آن طور که باید، تحصیل کنم، او نماز را به من تعلیم داد و مرا امام جماعت بچّه ها قرار داد و با یک چوب مواظب بود، تا کسی نماز را اشتباه نخواند».